پرینت

اضطراب

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

چگونه به کودکی که از اضطراب جدایی رنج می‌برد کمک کنیم؟

در ابتدا سعی کنید کودک را در زمان‌هایی کوتاه به مراقب جدید یا مهد کودک بسپارید، زمان‌هایی که بتواند تجربه‌های مثبتی را در آن‌جا داشته باشد.
قبل از آنکه کودک را در محل جدید ترک کرده و تنها بگذارید، کمک کنید تا کودک با محیط و مردم جدید آشنا شود.
روی موارد مثبتی که در محیط جدید رخ می‌دهد متمرکز شوید، نگذارید بچه‌ها از تصور چیزهای بدی که ممکن است رخ دهد نگران شده و بترسند.
اضطراب کودک را به تمسخر نگیرید و او را به‌خاطر این ترس و اضطراب سرزنش و شماتت نکنید.
اجازه دهید تا کودک شما بداند که می‌فهمید چقدر سخت است که انسان از کسی که تا این حد دوستش دارد جدا شود، کودک را درک کنید و بپذیرید. اما زیاد با او همدردی و دلسوزی نکنید.
تسلیم خواسته کودک نشوید و به او بفهمانید که در امنیت و سلامت خواهد بود.
عشق، محبت و علاقه بی‌قید و شرط خود را از کودک دریغ نکنید.
اگر کودک بزرگ‌تر است او را به کودکان دیگری که در آن محیط هستند معرفی کنید و بازی و تفریح خاصی را با آن‌ها ترتیب دهید.
انتظار آن‌را داشته باشید که در چند هفته اول ورود به مهد و یا مدرسه کودک خسته باشد و زود تحریک‌پذیر شود.
هنگام ترک کودک او راببوسید و نوازش کوتاهی نموده و با خوشرویی از او خداحافظی کنید.
مراسم خداحافظی و ترک کودک را خیلی طولانی نکنید، بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنید و چندین بار نروید و برگردید.
دزدکی و یواشکی کودک را ترک نکنید.
قبل از شروع مهد، آمادگی و یا مدرسه، تدارک کتاب، دفتر و وسایل مورد نیاز کودک را ببینید و برای فراهم آوردن آنها کودک را مشارکت بدهید.
حتی زمانی که فکر می‌کنید مربی و یا معلم کودک شما سخت‌گیر است و یا کودک توسط کودک دیگری مورد قلدری و اذیت قرار گرفته است، او را از مدرسه و یا مهد خارج نکنید، سعی کنید مشکل را رفع نمائید.
اگر کودک تحت هیچ شرایطی حاضر نشد به مهد یا مدرسه برود و در منزل ماند، برای او زیاد فعالیت‌های تفریحی و سرگرمی فراهم نکنید.
در بازی‌ها با ایفای نقش، جدایی را با کودک تمرین کنید.
پس از بردن کودک به مهد یا مدرسه مدتی آنجا بمانید، سپس کودک را با معلم یا مربی تنها بگذارید و سپس نزد او برگردید.
سخنی با مربیان و معلمان کودک:
خود را به کودک معرفی کنید و از او دعوت کنید تا با اسباب‌بازی‌ بازی کند یا چیزی بخورد.
اگر کودک دچار حمله هراس شده است از والد بخواهید نزد کودک بماند تا وی آرام‌تر گردد و او را با صدایی گرم ، محبت‌آمیز، راسخ و قاطع آرام کند.
هرگز کودک را به‌خاطر اضطراب و غمگینی‌اش مورد انتقاد قرار ندهید.
توجه:
در صورتی‌ که کودک موارد زیر را نشان دهد، لازم است مورد ارزیابی دقیق‌تر قرار گرفته و مشاوره تخصصی‌تر دریافت کند:
چنانچه پس از گذشت ٢ هفته کودک هنوز آرام نگرفته است و مشکلات هنگام جدایی ادامه دارد.
کودک صبح‌ها قبل از جدا شدن از مادر و رفتن به مهد کودک یا مدرسه شکایات جسمی مکرر مانند: سردرد، دل‌درد، سرگیجه، حالت تهوع، استفراغ، طپش قلب و ... دارد.
اضطراب جدایی به سال‌های مدرسه ابتدایی کشیده شده و با فعالیت‌های متناسب رشدی و سنی کودک تداخل دارد.
کودک در هیچ مرحله‌ای از زندگی خود دچار اضطراب جدایی نشده است.
امتناع از رفتن به مدرسه در بچه‌های بزرگ‌تر و نوجوانان اکثراً مطرح کننده مشکل جدی‌تری است که نیازمند کمک تخصصی است.
دکتر فریبا عربگل
  / فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بیمارستان امام حسین - بخش روانپزشکی اطفال

تهيه و تنظيم: مجتمع علمي فرهنگي هنري صابرين شهرستان خنج

پرینت

مقاله نوزاد

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

والدین عزیز کمی معقول تر برای نوزاد خود بیندیشید !!

هنگام خروج از منزل ، نوزادتان را در داخل آغوشی قرار دهید . این کار در ابتدا سخت و خسته کننده به نظر می رسد ، ولی به تدریج به این شیوه ی حمل عادت می کنید ؛ به طوری که در نبود آن ، احساس عجیبی پیدا می کنید . به خاطر داشته باشید که نوزاد مانند مربی وزنه برداری عمل می کند ؛ به این صورت که با استفاده از آغوشی ، به تدریج قدرت عضلانی شما افزایش پیدا می کند و حمل نوزاد برایتان ساده تر می شود.

نوزادانی که هنگام خروج از منزل داخل کالسکه قرار داده می شوند ، از آموزش و یادگیری قابل توجهی برخوردار نمی گردند . هنگامی که به حالت خوابیده در کالسکه قرار دارند ، تنها آسمان یا داخل کالسکه را می بینند . در زمان نشستن نیز تنها چیزی که مشاهده می کنند ، سر زانوی مادر است که در مقابل کالسکه ایستاده است وآن را به جلو حرکت می دهد .

در این شرایط ، فرزندمان به طور اتفاقی صداهایی را می شنود و لبه های خشک و غیر قابل انعطاف کالسکه را بر روی بدن خود احساس می کند .

 

حال در مورد فواید قرار گرفتن نوزاد در جلوی بدنتان بیندیشید . با چنین عملی ، نوزاد بوی بدنتان را احساس می کند ، صدای شما را می شنود و از گرمای بدن و تماس فیزیکی با شما حس خوشایندی پیدا می کند . هنگام راه رفتن ، وقتی با نوزاد صحبت میکنید ، او از حضور شما در کنارش ، خنده هایتان ، دنیای اطرافش لذت می برد و از این همراهی «حس ارزشمندی» در وجودش نقش می بندد. در این دوره او به شما وابسته است ، به هر کجا می روید ( مرکز خرید ، پارک ، دیدار همسایگان) با شما همراه است و در آینده ، به عنوان یکی از اعضای اجتماع ، دیدش به دنیای اطرافش همان گونه خواهد بود که امروز به او نشان داده شده است .

حمل نوزاد در آغوشی ، نه تنها برای او خوشایند است ، بلکه مادر نیز از این کار لذت می برذ . مادرانی را می شناسیم که جای استفاده از کالسکه ، همواره از آغوشی استفاده می کنند و هر کجا می روند ، نوزادان شان را با خود حمل می کنند و از اینکه کنار او هستند ، واقعاٌ لذت می برند . آنان هرگز تصور نمی کنند که نوزاد سبب ناراحتی آنان می شود ، بلکه بر عکس ، بر این باورند که با بیرون رفتن به همراه نوزاد ، لحظات دلپذیرتر و جالب تری خواهند داشت .

همیشه پوشک و حاوی چند دستمال مرطوب زیر بدن فرزند در آغوشی قرار دهید تا در صورت نیاز بتوانید از آن استفاده کنید . کیف پول خود را در قسمت پشت آغوشی بگذارید و به این صورت ، به راحتی با فرزند خود به خرید بروید.

باور کنید که استفاده از آغوشی بسیار ساده تر از کالسکه است . بیرون آوردن کالسکه از صندوق عقب خودرو ، باز کردن آن ، روبرو شدن با اعتراضهای نوزاد برای نشستن در داخل آن ، حرکت دادن آن میان جمعیت در مکانهای عمومی و فروشگاهها ، همگی از مشکلاتی است که استفاده از کالسکه به همراه می آورد .

استفاده از تاب نیز برای نوزادان کار بسیار خطرناکی است . نوزادان تمایل دارند در گهواره بخوابند و مادر آنها را به آرامی تکان دهد ، به هیچ وجه اشتیاقی به تاب خوردن و حرکات ناشی از آن ندارند . نوزادان به حرکتهای گوناگونی نیازمندند و این تنها با حمل شدن توسط بزرگترها میسر می شود . قرار دادن نوزادن در تاب و حرکات یکنواخت و خسته کننده ی آن ، همچون لالایی گفتن ، نوزاد را به حالت خسته در می آورد  و او را خواب آلوده می سازد ، اما هرگز در روند رشد و شکوفایی ذهنی او تأثیر نمی گذارد . در واقع ، این نوزاد کوچک ناتوان ، برای رهایی از این شرایط تکراری ( جلو و عقب رفتن خسته کننده در تاب) به خواب می رود ، هر چند این خواب فایده ای برای او ندارد . برای اینکه نوزاد ناراحت نشود و مجبور به تحمل این شرایط نباشد ، بهتر است مادر هزینه ای را صرف کند و از فرد مورد اعتمادی بخواهد تا در زمان انجام کارهای روزانه ، در نگهداری از نوزاد ، به او کمک کند .استفاده از پارک بچه ، برای نگهداری از نوزاد توصیه نمی شود و باید از این وسیله فقط برای نگه داشتن اسباب بازی و وسایل فرزندمان استفاده کنیم . قرار دادن کودک در «پارک بچه» مانند آن است که او را در قفسی محبوس کرده ایم و به این صورت ، با ایجاد محدودیتهای شدید ، فرصت رشد و پرورش را از او گرفته ایم .

استفاده از صندلی پایه بلند برای غذ دادن به فرزندمان اشکالی ندارد ؛ گر چه بسیاری از نوزادان ، وقتی روی پای والدین می نشینند، بهتر و با اشتیاق بیشتری غذا می خورند . بعد از 18 ماهگی ، نوزاد می تواند روی نوع دیگری از صندلی بنشیند که کوتاه تر است و فضای کمتری را اشغال می کند . همچنین با نشستن کنار میز غذا خوری والدین ، حس ارتباط و تعلق به اعضای خانواده ، در وجود نوزاد مستحکم تر می شود .

البته گاهی از روز نیز ممکن است مادر نتواند نوزادش را در آغوش خود نگه دارد . در این هنگام ، بهتر است فرزندش را روی فرش یا پتوی نرمی قرار دهد . به گونه ای که بتواند او را ببیند . اگر نوزاد از قرار گرفتن در چنین وضعیتی راضی نبود ، باید زمان انجام این کار را به حداقل ممکن رساند تا از لحاظ عاطفی دچار آسیب نشود . باید دانست ، هنگامی که نوزاد قادر است بنشیند ، از نشستن بر کف اتاق بیشتر لذت خواهد برد.

نوزادان به توجه عاطفی والدین بسیار نیازمندند و کمبود توجه ، سبب بروز رفتارهای منفی زیادی در حین رشد جسمی آنان خواهد شد .محرومیت از توجه ی والدین سبب می شود کودک در دوره ی پیش دبستانی به فردی درون گرا و بیش از اندازه وابسته تبدیل شود .

اگر والدین فقط زمانی که نوزاد خوشحال است و رفتارهای درستی از خود بروز می دهد ، به نیازهای او پاسخ دهند ، نوزاد یاد می گیرد که احساسات منفی خود را سرکوب کند تا بتواند توجه و مهر پدر و مادر را از آن خود سازد .باید به خاطر داشت که سرپوش گذاشتن بر احساسات ، سبب بروز مشکلات عدیده ای در آینده خواهد شد . این گونه بچه ها می آموزند که احساسات خود را در خانه مخفی کنند ، اما در مدرسه رفتارهای خشونت آمیز از خود بروز می دهند و اگر از آموزگاران و هم کلاسی هایشان در مورد آنان بپرسند ، خواهند گفت که نمی توان با این کودکان ارتباط برقرار کرد و طردشان می کنند .

نوزادانی که از تماس محبت آمیز والدین محروم بوده اند ، در آینده به کودکانی کثیف و نامرتب تبدیل می شوند . این گونه نوزادان ، حتی ممکن است به طور ناخودآگاه برای جلب توجه والدین ، بیمار شوند یا خود را بیمار نشان دهند تا به این ترتیب ، پدر و مادر دست محبت خود را بر سر آنان بکشند . در واقع ، این کودکان با رضایت کامل ، سلامتی خود را فدای برقراری تماس با پدر و مادر می کنند ؛ زیرا می دانند وقتی بیمار هستند ، والدینشان بیشتر به آنان توجه نشان میدهند و آنان را در آغوش می گیرند به همین دلیل حاضرند برای جلب توجه پدر و مادر خود ، چنین روشی را در پیش گیرند .

وقتی کودک از تماس و ارتباط محبت آمیز با والدین خود محروم است ، در دوره نوجوانی از نظر ارتباطات جنسی نیز مشکل خواهد داشت . بسیاری از این کودکان ، به افراد بی بند و باری تبدیل خواهند شد که فقط در صددند که کمبودهای خود را در زمینه ی ارتباطات انسانی ، به گونه ای نادرست جبران کنند . در حقیقت آنها قادر نخواهند بود ارتباطات عاطفی درستی با فردی که عاشق اوست ، داشته باشد و فقط درصددند از خود در مقابل طرد شدن بیشتر محافظت کنند .

روی آوردن به مواد مخدر، خطر دیگری است که این افراد را در دوره ی نوجوانی و بلوغ تهدید می کند . در واقع آنان به طور نیمه آگاهانه ، میان سعادت و خوشبختی ناشی از ارتباطات صحیح انسانی و حس ایجاد شده توسط مواد مخدر ، دومی را انتخاب می کنند . امروزه بسیاری از مشکلات و رواج خشونت میان نوجوانان در جامعه ، به کمبود توجه در دوره ی کودکی مربوط می شود .

واما...

 با هم خندیدن را درکنار فرزند خود فراموش نکنید !!

با هم خندیدن ، نه فقط ابزاری برای ایجاد پیوند واقعی و مستحکم میان مادر و فرزند است ، بلکه سلامتی را نیز به همراه دارد .پروفسور آنت گوهارت ، نویسنده کتاب خنده درمانی می گوید : « خنده حقیقتاً قدرت سیستم ایمنی بدن را بالا می برد ، قابلیت انعطاف سیستم قلبی و عرقی افزایش می دهد ، عملکرد ذهنی و عقلانی را تقویت می کند ، اطلاعات را ثبت و ظبط می نماید و سبب ایجاد توازن در سیستم هورمونی بدن می شود . حال اگر کمی مادران بیندیشند ، متوجه می شوند که با ایجاد لحظه های خوب ، شاد و خنده آور ، می توانند تمام محاسن یاد شده را برای خود و فرزند دلبندشان به ارمغان آورند. »

آری  پدران و مادران ضمن ایجاد نشاط در کودکانتان ، خود نیز لحظات شادی و آرامش را با فرزندانتان سپری کنید .!!

 

نويسنده:افسانه جمالیفرد

 

 

پرینت

اهمیت کتاب برای کودکان

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

اهمیت کتاب برای کودکان

تحقیقات نشان می دهد که صرف نظر از وضعیت اقتصادی – اجتماعی ، بچه هایی که در خواندن موفق اند چند خصوصیت مشترک دارند :

+ . والدینشان از آنها انتظار تحصیلی بالایی دارند .

+ . والدین یا خواهر و برادر بزرگتر در انجام تکالیف مدرسه به آنها کمک می کنند .

+ . والدین آنها با صدای بلند کتاب یا مطالب دیگر را برایشان می خوانند  .

+ . آنها در خانه کتاب دارند .

وقتی صحبت از مطالب خواندنی برای بچه ها می شود ، هر چه قدر بر اهمیت در دسترس بودن کتاب تأکید کنیم باز هم کم است . بچه ها نباید فکر کنند خواندن کاری است که فقط در مدرسه انجام داد .

شما چند بار با وضعیت زیر روبرو شده اید ؟

فرزندتان باید روز شنبه یک گزارش را به معلم خود تحویل دهد .

جمعه شب است و شما نمی توانید او را به کتابخانه ببرید .

اگر در قفسه های کتاب خود مطالب مرجع داشته باشید فرزندتان می تواند بدون ترک خانه گزارش قابل قبولی بنویسد . لازم نیست برای درست کردن یک کتابخانه مرجع در خانه خود متحمل هزینه سنگین بشوید . دایرة المعارف ها ، لغت نامه ها و مطالب مرجع دیگر در بعضی از جاها به صورت دست دوم به فروش می رود . سعی کنید کتاب هایی را تهیه کنید که خیلی قدیمی نباشد و آنها را در جایی نگهداری کنید که به راحتی در دسترس شما و فرزندتان باشد . به خاطر داشته باشید که اگر در خانه رایانه و مودم دارید از منابع مختلف اینترنت نیز می توانید استفاده کنید . گر چه استفاده از اینترنت مجانی نیست!

هدف اصلی از نوشتن ، انتقال اطلاعات ، متقاعد کردن و سرگرم کردن است . بیشتر مطالبی که بچه ها در مدرسه می خوانند ، به خصوص از کلاس چهارم به بعد ، برای دریافت اطلاعات است . اگر بچه ها متوجه جنبه ی سرگرمی بسیاری از کتاب ها و مجلات موجود بشوند ، به خواندن در خانه علاقه ی بیشتری پیدا می کنند .

اگر در خانه مجموعه ی خوبی از کتاب های کودکان دارید ، قبل از خواب که می خواهید برای فرزندتان قصه بخوانید ، برای پیدا کردن قصه دچار مشکل نمی شوید . باز هم می توانید از فروشگاه هایی که کتاب هایی دست دوم می فروشند استفاده کنید . می توانید از دوستانتان بخواهید کتاب هایی را که دیگر برای گروه سنّی فرزندانشان مناسب نیست به شما بدهند یا با دوستانی که فرزندانشان هم سن فرزندان شما هستند قرار بگذارید که کتاب هایتان را به همدیگر قرض بدهند .

وقتی می گویند کتاب ها در دسترس باشد منظور همین است . بچه ها باید بتوانند به آنها دست پیدا کنند ، به آنها دست بزنند ، آنها را ورق بزنند و بخوانند . اگر کتاب های جلد اعلا را در قفسه های شیشه ای نگهداری کنید و آنها را از دور تحسین کنید هیچ فایده ای به حال فرزندانتان نخواهد داشت . البته خوب است که از سن پایین به فرزندانمان بیاموزیم که به کتاب احترام بگذارند اما اگر روی قفسه کتاب ها علامت « دست نزنید » نصب کنیم یا با رفتار خود به بچه ها نشان بدهیم که نباید به کتاب دست بزنند ، به جای تشویق کتاب خوانی ، بچه ها را از این رفتار منصرف می کنیم .

و اما چگونه به کودکان آموزش دهیم به کتاب احترام بگذارند ؟

+ به بچه ها یادآوری کنید که با دست های تمیز به کتاب ها دست بزنند .

+ از آنها بخواهید کتاب ها را پاره نکنند ، صفحات کتاب ها را تا نکنند .

+ فرزندانتان را کمک کنید برای کتاب های خود نشان گر درست کنند . به آنها بگویید که به جای باز گذاشتن کتاب ها در حالت دَمَر که به شیرازه ی کتاب فشار وارد می آورد ، از نشانگر استفاده کنند .

+ به همدیگر کمک کنید و صفحات یا شیرازه ی کتاب هایی که پاره شده اند را تعمیر کنند .

+ با نام فرزندتان مُهری تهیه کنید تا در کتاب های خود بزند . اگر فرزندتان احساس کند کتاب جزو اموال شخصی اوست ، بهتر می تواند مسئولیت نگهداری آن را به عهده بگیرد .

و اما به هر جا می روید همراه خود کتاب ببرید .

بچه ها از انتظار کشیدن  متنفّرند . اگر ماشین خراب شود ، اگر صف فروشگاه بلند باشد یا اگر مطب دندانپزشکی بیش از حد شلوغ باشد حتی خوش خُلق ترین بچه نیز می تواند رفتاری از خود نشان بدهد که والدین را به ستوه بیاورد .

تنها علاج این است که خود را با سرگرمی های گوناگون برای موقعیت های اضطراری مجهّز کنید . هر جا که می روید ممکن است موقعیت اضطراری پیش بیاید ، پس هر جا که می روید اسباب بازی و کتاب را بخشی از اثاتیه خود قرار دهید .

قبل از این که از خانه خارج شوید از فرزندانتان بخواهید که هر کدام کتاب یا مجله مورد علاقه خود را برای بردن انتخاب کند . می توانید آنها را در کوله پشتی فرزندتان ، در کیف خود یا در کیف نوزادتان بگذارید .

شاید به نفعتان باشد که بادوام ترین کتاب ها را با خود ببرید یا کتاب ها و مجلاتی را ببرید که از گم شدن یا خراب شدن آنها ناراحت نمی شوید .

همه والدین می دانند که بردن کتاب و اسباب بازی به سفر خیلی از اوقات یعنی جا گذاشتن کتاب یا اسباب بازی در سفر . اگر به جایی مانند ساحل دریا یا رستوران می روید که ممکن است کتاب های خوب در آنجا آسیب ببینند یا اگر فرزندتان حواس پرت است ، کتاب های کتابخانه را به همراه خود نبرید .

اگر بتوانید بچه ها را در موقعیت های پرتنش سرگرم نگه دارید هم برای اعصاب خودتان خوب است و هم پیش همه مردم دنیا عزیز می شوید  . اگر هنگام انتظار کشیدن در صف برای دو کودک سرشار از شیفتگی و هوشیار با صدای بلند کتاب بخوانید خیلی بهتر از آن است که در راهروهای فروشگاه دنبال یک بچه نق نقو بدوید در حالی که بچه دیگر توی چرخِ دستی  نشسته است و جیغ می کشد و هر آن ممکن است تعادل خود را از دست بدهد و بیفتد . چقدر پدری که بچه خود را در صندلی مخصوص در رستوران آرام و سرگرم نگه می دارد در نظرمان خوشایند است و چقدر پدری که کودک نوپای خود را ول می کند تا در زمان رستوران پرسه بزند و مواد غذایی را روی زمین بریزد ، ناخوشایند . با کمی برنامه ریزی و چند کتاب خوب می توانید روابط خود را با دوستان ، همسایگان و غریبه ها بهبود بخشید .

در اختیار بچه های مریض نیز ، کتاب و مجله قرار دهید .

خواندن مطالب پایین تر بهتر از این است که آدم چیزی نخواند . چرا ؟ چرا باید بچه ی مریض با چشم های تب دار خود به صفحه تلویزیون زُل بزند حال آنکه می تواند مهارت خواندن خود را تقویت کند ؟ حتی کتاب های کارتونی هم باارزشند . آنها هم مانند ادبیات داستانی « واقعی » شامل طرح ، شخصیت پردازی و گفت و گویند . مجله های نوجوانان با جذابیّت های ظاهری شان برای بچه های ده – دوازده ساله منبع لذت اند و شامل انواع سبک های نوشتاری غیر داستانی نیز می شوند که بسیاری از بچه ها به قدر کافی فرصت آشنایی با آنها را پیدا نمی کنند . با خواندن این مجله ها ، بچه ها برای مطالبی که باید در بزرگسالی بخوانند آمادگی پیدا می کنند . اگر فرزندتان یک دوران طولانی نقاهت در پیش رو دارد ، ( مثلاً بعد از آبله مرغان ، سرخک یا برونشیت ) اطمینان حاصل کنید که مطالب خواندنی کافی در اختیار دارد تا سرگرم بماند . اگر بتوانید هر روز که از سر کار به منزل برمی گردید چیز جدیدی به مطالبش اضافه کنید خیلی خوب است . وقتی بچه ها نه آن قدر مریض اند که تمام روز را بخوابند و نه آن قدر سلامتند که به فعالیت های روزمرّه بپردازند ، خیلی زود کِسِل می شوند . وقتی به داروخانه می روید تا شربت سینه بگیرید ، به دکّه روزنامه فروشی هم سری بزنید و مجله ای را که به نظرتان جذاب است انخاب کنید . اگر جاده سلامتی را ادبیات پیش پا افتاده هموار می کند می ارزد با پرداخت این بهای اندک باعث رضایت فرزندتان شوید و به هر حال خواندن از بسیاری فعالیت های دیگر که فرزند بیمارتان می تواند انتخاب کند ، سالم تر است .

و اما این را بدانید

به عنوان پاداش به فرزندانتان کتاب یا مجله بدهید.!!!

کتی ای . زهلر نویسنده ی کتاب « 50 روش ساده برای علاقمند کردن فرزند به مطالعه» می گوید مسئله پاداش دادن به بچه ها برای رفتارها یی که از آنها انتظار داریم ، مسئله پیچیده ایست زنی که من می شناسم برای این که فرزندان خود را به خواندن تشویق کند در صفحه ده یا پانزدهم لای کتاب اسکناس می گذاشت . استدلال او این بود که اگر تا آن صفحه می خواندند جذب می شدند و واقعاَ هم همینطور بود .!!!!!!!خطر!

من به شخصه طرفدار این نیستم که به خاطر گرفتن نمره های خوب درمدرسه یا به خاطر تعداد کتاب هایی که می خوانند ، به بچه ها پاداش بدهیم . اما قبول دارم که بعضی اوقات بچه ها مستحق پاداشند و فکر می کنم بد نیست چیزهایی را به آنها بدهیم که می خواهیم برایش ارزش قائل شوند. پاداش را به خاطر رفتارهایی باید به بچه ها داد که « ورای وظیفه» آنهاست نه به خاطر رفتارهایی که در روند عادی زندگی از آنها انتظار داریم . البته که نمره های خوب مایه افتخار است . اما نمره های خوب باید در طولانی مدت و به خودی خود پاداش کار فرد محسوب شود . خواندن هم همینطور است . بعضی از بچه ها هنگام رقابت شکوفا می شوند و به همین دلیل نیز برنامه مطالعه تابستانی کتابخانه ها می تواند مفید باشد . البته اگر کودک را با پاداش به خواندن تشویق کنید ممکن اثر عکس داشته باشد : آیا با برداشتن پاداش انگیزه ی خواندن از بین می رود ؟

فرض کنید فرزندتان یک کار واقعاً قابل توجه انجام داده است . مثلاً باعث پیروزی تیم فوتبالشان شده است یا دو هفته پشت سر هم در تعطیلات پایان هفته از خواهر و برادر کوچک ترش بدون هیچ شکایتی نگهداری کرده ، یا برای نظافت محله اهالی محل را بسیج کرده است .

چطور است به او نشان بدهید که به کار او افتخار می کنید و به عنوان پاداش کتاب یا مجله ای را به او بدهید که با موضوع کارش در ارتباط داشته باشد : می توانید به او یک رمان ورزشی یا کتاب در باره ی نگهداری از بچه بدهید یا او را مشترک یک مجله مربوط به طبیعت و محیط زیست کنید .

اگر کاری که انجام داده است کوچک تر است می توانید به او یک کتاب مصور یا کتابِ جدول و معما بدهید . مثلاً یک دایرة المعارف کودکان . اگر فرزندانتان را طوری بار آورده اید که به خواندن علاقه مند باشند از دریافت چنین پاداشی به هیجان می آیند . علاوه بر آن وقتی مطالب خواندنی به عنوان پاداش استفاده می کنید این مفهوم را نزد بچه ها تقویت می کنید که کتاب ، مجله و حتی مجله ی مصور کودکان ، فی نفسه باارزش اند .

+++

آری عشق به کتاب و مطالعه می تواند دروازۀ دنیایی از یادگیری ، فرهنگ و اندیشه را به روی فرزندتان بگشاید .

 

نویسنده:افسانه جمالیفرد

پرینت

انظباط و مهد کودک

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

 انظباط و مهد کودک

اگر کودک تمام روز و هر روز در منزل در کنار شما باشد ، کنترل و مدیریت رفتار او احتمالاً ساده تر ، اما شاید خسته کننده تر خواهد بود . این در حالی است که سایر کارهای بیرون از منزل ، مانند پرداخت قبوض و غیره نیز باید انجام گیرد . به این منطور، مهد کودک ممکن است اولین راه چاره و انتخاب شما نباشد ، ولی احتمالاً بهترین مکان موجود و در دسترس است . از طرفی ، کودک نیز باید به محیط جدیدی که سازماندهان آن افرادی غیر پدر و مادرش هستند ، عادت کنند ؛ همچنین به مقررات جدیدی که باید بپذیرد و نیز مجازاتهایی غیر منتظره ای که در صورت نپذیرفتن این محدودیتهای جدید با آن مواجه می شود . مسئولین مهدکودک ، در مقایسه با والدین ، به گونهُ غیر قابل اجتنابی در مقابل رفتارهای ناشایست ، تحمل کمتری نشان می دهند . در آنجا فرزندتان همبازیهای متعددی دارد که ممکن است در بین آنان کودک قلدر و بزن بهادری وجود داشته باشد . بازی گروهی جالب ، اما نیازمند مشارکت است ؛ یعنی مفهومی که توسط اغلب کودکان خردسال ، به آسانی درک و پذیرفته نمی شود . مهد کودک سلمان فارسی خنج

اگر کودک برای هماهنگ کردن خود با مهد ، مشکل داشته باشد ، رفتارش در منزل نیز ممکن است پسرفت کند و چنانچه بازیِ طبق مقررات مهد را دوست نداشته باشد و برای بر هم زدن اوضاع کل مجموعه تلاش کند ، بعید نیست رفتار مزاحم و مختل کنندهُ او به قدری غیر قابل تحمل گردد که از شما خواسته شود مهد دیگری برای او در نظر بگیرد .

این هم نوع مجازات خوشایند برای شما !

اثر مهد در رفتار کودک ، و راههایی برای ارتباط با مربیان و سایر کارکنان مهد

جنبه مثبت : مهد کودک جالب و سرگرم کننده است . اغلب کودکان خردسالی که می شناسیم ، از صمیمیت و رفاقت و تعامل اجتماعی که در کنار مهد کودک تجربه می کنند ، لذت می برند . صادقانه و بی پرده بگویم، حوصلهُ کودک از بازی  با شما احتمالاً سر می رود ؛ زیرا اغلب سرود ها و شعرهای شما را بارها شنیده است . همسالان او بسیار سرگرم کننده تر و از محافظه کاران بزرگسالی که در منزل هستند ، بسیار چابک تر و پر تحرک ترند .

در حقیقت ، والدینی را می شناسیم  که با وجود در اختیار داشتن راه حلهای دیگر، فرزند شان را به مهد می فرستند ؛ زیرا حضور در آنجا تجربهُ مثبتی برای کودک تشخیص می دهند .

کودک ممکن است در مهد ، نسبت به منزل رفتار بهتری داشته باشد .

وقوع چنین چیزی می تواند موجب شرمندگی شود ؛ چرا کودک «نه» را از زبان مربی می شنود و درک می کند ، ولی وقتی شما با زبانی متفاوت با او صحبت می کنید ، تهدیدهایتان را را نادیده  می انگارد ؟ علت این است که مربی مهد در ساعاتی از روز که کودک به خوبی استراحت کرده و در نتیجه سرحال تر است ، با او معاشر و همراه است .

توجیه قابل قبول تر این است که مربی مهدکودک ، تعیین مقررات و محدودیتهای مناسب و چگونگی عمل به تهدیدها و مجازتها ی معنادار را آموخته است .

آیا مهد را تهاجمی تر می کنید ؟ در تحقیقی نشان داده شده است که مهد ، تمایل کودک به تهاجمی تر بودن را تقویت می کند . این مسئله ، موضوعی بحث برانگیز است و بی شک در مورد هر کودکی صادق نیست .

در حقیقت ، گاهی ممکن است کودک نوپای شما مهد را چنان رعب انگیز ببیند که خجول تر و رام تر شود . در هر صورت ، رقابت  کودکان برای جلب توجه فرد بزرگسالِ ِ سرپرستِ آنان ، امری عجیب و غیر عادی نیست .

بسیاری از کودکان ، با پرخاشگری و یا حداقل سماجت و قاطعیت ، به این محیط مملو از رقابت ، واکنش نشان می دهند .

    اگر بعد از شروع مهد ، متوجه شدید که رفتار فرزندتان پرخاشگرانه تر شده ، یکی از علل ممکن است بالا بودن نسبت تعداد کودک به مربی باشد . به عبارت دیگر ، شاید مربی با کودکِ زیاده خواه گروه بیشتر سرگرم شود وبه بقیه گروه توجه کمتری نشان دهد . بد نیست چند بار بدون اطلاع قبلی ، بازدیدهایی از مهد داشته باشید و برای برطرف کردن شک و تردیدهایتان ، با سایر والدین گفت و گو کنید .

وقتی رفتار پرخاشگرانه در مهد ، به جای تلاش برای برطرف کردن آن توسط مربی مهد ، از طریق مجازاتهای متناسب تحمل می   شود ، اوضاع ممکن است آشفته شود . حتی اگر کودک فشاری برای رقابت احساس نکند ، در منزل رفتار پرخاشگرانه و کلمات رکیک و مستهجن همسالانش را تقلید کند . آنچه ابتدا به عنوان یک تقلید کورکورانه شروع می شود ، در صورت کنترل نشدن ، به یک مشکل جدی رفتاری تبدیل می گردد .

آیا مهد کودک ، فرزندتان را خسته و بد خلق می کند ؟ وقتی در پایان یک روز بازی فعالانه , کودکِ خود را از مهد تحویل می گیرید ، انتظار دارید خسته باشد و اگر دیدید در بدو ورود به منزل بسیار خسته است و بارها قشقرق برپا می کند ، احتمالاً در طول روز در مهد، به اندازهُ کافی استراحت نکرده است .

بسیاری از کودکان نوپا ، هنوز به بیش از دو ساعت خواب میان روز نیاز دارند و اگر بعد از یک ساعت از خواب بیدار شوند ، در پایان روز ، بیش از حد خسته و بداخلاق خواهند بود . در اغلب مهدها ، زمانی برای خواب و استراحت بعد از ناهار در نطر گرفته می شود ، اما این زمان ممکن است بسیار کوتاه ، از نظر زمانی نامناسب و ناکافی باشد و با مدیریتی ضعیف اداره و برآن نظاره شود . حتی اگر در مهد فرزند شما ، برنامهُ خواب بعد از ظهر ، بدون محدودیت زمانی اجرا می شود ، شاید کارکنان مهد و نیز محدودیت جا ، فضایی را ایجاد کند که نه آرام است و نه مشوق و محرک خواب .

اگر کودک شما بتواند در سر و صدای ایجاد شده بر اثر بیداری شدن قبل از موقع سایر کودکانِ همبازی اش بخوابد ، در صورت دیر هنگام بودن خواب بعد از ظهر ، او در زمان خواب شب ، به اندازهُ لازم و کافی خسته نخواهد بود . خواب نیمروزی در مهد و در زمان نامناسب ، می تواند در برنامهُ خواب شب کودک ، اختلال ایجاد کند و همچنین ، مانع خوابیدن او در ساعات تعیین شده شود . این امر باعث می شود روز بعد که او به مهد می رود ، کمبود خواب داشته باشد .

به دیگر نشانه های کمبود و کاستی موجود در مهد کودک توجه کنید .

پرخاشگری و بداخلاقی مرتبط با خستگی ، تنها علائم وجود مشکل در مهد نیستند . شاید کودک شما از رفتن به مهد کودکی که پیش از این به مدت دو سال با خوشحالی و رضایت در آنجا به سر برده است ، اجتناب کند و یا به گونه ای غیر عادی آرام و گوشه گیر و یا حتی افسرده شود . شاید این رفتارها ، واکنشی به بعضی امور رایج در منزل باشد . اما ابتدا اجازه بدهید نگاهی به تغییرات احتمالی در مهد بیندازیم . برای شروع تحقیق ، از کودک بپرسید چه چیزی او را ناراحت می کند . احتمالاً از اینکه او تا چه حد می تواند صریح و با بصیرت باشد ، شگفت انگیز می شوید .

تحقیقات و پرس و جوهای خود را با بازدید از مهد کودک ادامه دهید . آیا در گروه کارکنان ، تغییراتی پدید آمده است ؟ آیا مربی قبلی فرزندتان ، آن مهد را ترک کرده ایا به کلاس دیگری منتقل شده است ؟ آیا میزان وظایف ، با ورود یک کودک دیگر افزایش یافته و این تغییر ، باعث خستگی و فرسودگی شده است ؟ آیا ورود کودک جدید ، موقعیت فرزند شما در گروه را مورد تهدید قرار داده است ؟ آیا کودک شما دیگر بزرگ ترین ، سریع ترین ، بامزه ترین و یا محتاج ترین کودکِ قلدر و بزن بهادری وجود دارد ؟ اثر ویرانگر افزایش یک کودک دیگر به مهد یا از دست دادن مربی مورد علاقۀ کودک را ناچیز نپندارید .

شاید برای تغییر وضعیت موجود ، کاری از دست شما ساخته نباشد ، اما صحبت با کادر آموزشی مهد اشکالی ندارد . ایشان ممکن است از اثر تغییرات ایجاد شده در مهد ، بر فرزندتان بی خبر باشند ؛ زیرا او احساساتشان را تا زمان به منزل رسیدن در خود محبوس می سازد .

خوشبختانه کودکان نوپا بسیار شفاف و صریح هستند ، اما شاید کودک شما برای کنار آمدن با مسائل ، شیوۀ بزرگسالانه ترِ تحمل و دست و پنچه نرم کردن را انتخاب کرده باشد . بعضی تغییرات در کارکنان مهد اجتناب ناپذیرند و کودک باید کنار آمدن با آنها را یاد بگیرد ، اما چنانچه نسبت متناسب کودک به مربی در آنجا رعایت نمی شود و یا میزان ابقای کارکنان کم و نسبت نقل و انتقال جایگزینی زیاد است ، شاید بد نباشد در پی مهد دیگری بروید که در آنجا فرزندتان از توجه کافی برخودار باشد .

اگر در گروه کودکان مهد ، کودک قلدر و زورگویی وجود دارد ، فرزند شما ممکن است تنها کودکی نباشد که از او می ترسد . مربیان و روانشناسان کودک ، درباره میزان گستردگی این مشکل ، نگرانی فزاینده ای دارند . شما و مربیان مهد می توانید مقالات متعددی در باره قلدری و زورگویی در کتابخانه ها ، انترنت و با مراجعه به وزارت آموزش و پرورش به دست بیاورید . اگر چه مهد ممکن است راه ساده را انتخاب کند و از پدر و مادر قلدر و زورگو بخواهد مهد دیگری برای او پیدا کنند ، تا وقتی پدر و مادر ونیز خود این کودکان برای کنترل و مدیریت رفتار ، توصیه های مشاوران را دریافت و به آنها عمل کنند ، این مشکل برای کودک جاری و ساری خواهد ماند .

درست همانند منزل شما ، مهد ها نیز برای به حداقل رساندن هرج و مرج ناشی از حضور کودکان نوپا – در هر محلی که باشند – مقرراتی دارند . بازیها و فعالیتها باید زمانی شروع و جایی پایان گیرند و ایمنی و نیز احساسات هر دانش آموز باید حفظ شود . تعداد و پیچیدگی مقررات و قوانین در مهد کودک فرزندتان ، نشان دهندۀ شخصیت مربیان و متأثر از ترکیب کودکانی است که در آنجا حضور دارند .

شاید کودک خود را در مهد کودک و پیش دبستانی بیابید که دارای روش انظباطی مغایر با شخصیت اوست . اضطراب جدایی مستمر ممکن است علامتی باشد دال بر اینکه حتی کنترل و مدیریت آزادانه و سرسری مهد ، برای کودکِ رام ومحافظه کار شما بسیار خشن و آشفته است . ازطرف دیگر ، برای کاشف کنجکاو پرسشگر شما ، مقررات می تواند بیش از حد محدود کننده باشند و باعث شوند که نیمی از روزش را در صندلی وقفه بگذراند . این ناهماهنگیها استثنائی و نادرند ، ولی با وجود تحقیقات جامع و فراگیر شما پیش از ثبت نام فرزندتان در مهد ممکن است پیش بیایند .

اگر علیرغم گفتگو و در میان گذاشتن مسئله با مربی مهد ، مشکل همچنان به قوت خود باقی باشد ، شما باید به جستجوی مهد کودک یا مرکز پیش دبستانی دیگری برآیید که ادارۀ آن با شخصیت ذاتی فرزندتان هماهنگی بیشتر و بهتری داشته باشد . اگر مشکل در مهد جدید هم ایجاد شود ، نگاهی به روش کنترل و مدیریت رفتار کودک در خانه بیندازید . آیا شما در مورد تهدید ها و مجازاتهایتان ثابت قدم و مصر هستید؟ آیا مشکلات زناشویی شما جدی تر از آنی نیست که فکر می کنید ؟ شاید زمان مشاوره با مشاور خانواده یا روانشناس کودک باشد .

محدودیت برخورداری از امتیاز ، احتمالاً در صدر فهرست مجازاتهای مربی فرزند شما قرار دارد .« نمی تونی در جعبه شن بازی کنی! » و یا « زنگ بازی ، تو باید توی کلاس بمونی ! » نمونه های از این محدودیتهاست . اعمال این مجازاتها آسان است و اغلب میتواند با رفتار ناشایست معینی ارتباط داده شود . مثلاَ « اگه مکعبها رو پرتاب کنی ، امروز دیگه نمیتونی با اونا بازی کنی.» بسیاری از مربیان مهد کودک یا آموزگاران پیش دبستانی ، دوست دارند چند پند و اندرز مختصر هم به تهدید ها و مجازاتهایشان ضمیمه کنند .ایشان به عنوان آموزگار احساس می کنند وظیفه شان گفتن این مطلب به کودک است که کتک زدن همبازیشان کار خوبی نیست و او را آزار می دهد .وقتی عهده دار مسئولیت کودکانی هستید که به گفته های شما گوش سپرده اند , کمی تبلیغ دربارۀ رفتار خوب و صحیح ، ممکن است کار شما را آسان تر کند .

بعضی مربیان مهد کودک ، هنگام انتخاب نوع مجازات ، وقفه را ندیده می گیرند که البته عجیب نیست . فکر می کنم دلیل ای کار نیاز به کمک مربی مخصوصی برای انجام این کار باشد که برای مهد مقرون به صرفه نمی باشد . اگر چه من و شما ، هر دو می دانیم که نصب قفل زنجیری به درِ اتاق کودک در زمان وقفه ، راهکاری ایمن ، انسانی مؤثر است ، بسیاری از مربیان مهد میل ندارند این طور شایعه شود که آنها « حبس کننده» کودکان بد رفتارند . بدون وجود اتاق جداگانه ای برای تنبیه ، یکی  از مربیان باید از کودک که روی صندلی وقفه نشسته است ، برای سپری کردن دورۀ مجازاتش ، مراقبت کند.

یکی دیگر از دلایل استفاده نکردن مربیان مهد از وقفه ، بی اطلاعی آنان از چگونگی واکنش شما نسبت به آن است . به آنان اطمینان دهید که شما این مجازات را تأیید می کنید و آن را با موفقیت در منزل به کار برده اید .

اکر چه برقراری ارتباط  و گفت و گو با مربی فرزندتان ، دربارۀ موارد انظباطی اهمیت زیادی دارد ، یادتان باشد که مسئولیت او انتخاب و اعمال مجازات برای رفتارهای ناشایستی است که در اتاق ساختمان مهد به وقوع پیوسته اند . در غیر این صورت و اگر گونه ای دیگر رفتار کند ، در دام « صبر کن تا پدرت به خانه برگردد... » خواهد افتاد . به خاطر داشته باشید که تمام کودکان و مخصوصاً کودکان نوپا ، نسبت به وعده های فوری ، چه مثبت و چه منفی ، واکنش بهتری نشان می دهند .

اگر جرمی که کودک مرتکب شده ، از مربی جرم مختصر و ناچیزی نباشد ، در پایان روز به شما اطلاع خواهند داد و پیگیری و مجازات بیشتر کودک ، به نظر شما بستگی دارد . یک گفت و گوی کوتاه ( پنج دقیقه ای )  که طی آن از موضع مربی حمایت می کنید ، برای انسجام و همبستگی بین شما و مربی اهمیت دارد . البته از یاد نبرید که فرزندتان تنها یک کودک نوپاست .وسوسه نشوید که او را با یک وقفۀ اضافی یا « حبس کردن» مجازات کنید . محرومیت مختصری از یک امتیاز ، مثلاً نیم ساعت کمتر تماشای تلویزیون را می توان تعیین کرد ، اما در اغلب موارد مجازات مقرر شده در مهد باید کافی باشد .

وقتی فرزندتان در مهد در مقابل اجرای مقررات سرسختی می کند ، مجازات او باید در مهد انجام گیرد.

نویسنده: افسانه جمالی فرد

پرینت

اختلالات خواب در کودکان

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

اختلالات خواب در کودکان

اختلالات خواب مانند زیاد یا کم خوابیدن، پریدن از خواب، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن است. این اختلالات می تواند ناشی از بیماریهای روانپزشکی مانند اضطراب، بیماریهای سیستم تنفسی(خرناس) یا به عنوان نوعی بیماری سالمندان است.

از مهمترین اختلالات خواب بی خوابی و فلج خواب یا بختک است.

اختلال خواب شایعترین شکل مشکلات رفتاری  در کودکان است و تشخیص آن بر اساس معیارهای بالینی است، هر چند در بعضی موارد مطالعات اختصاصی و آزماشگاهی مورد نیاز است.

علایم: عدم توجه و تمرکز حافظه و یادگیری، بی خوابی ، خواب آلودگی، اختلالات تنفسی، شب ادراری، کابوس شبانه، مشکلات روانی و همچنین استفاده از داروهای روان درمانی می باشد.

درمان: بررسی زیستی، روانی، اجتماعی و رفتاری کودکان نقش اساسی در درمان مشکلات خواب کودکان دارد. گاهی مشاوره با متخصصین مورد نیاز می باشد.

در صورتی که اختلال خواب در کودکان درمان نشود، منجر به اختلال در توجه، تمرکز، حافظه و یادگیری و رفتاری می شود.  همچنین بازده فعالیت های آموزشی این کودکان، در سطح پایین تری نسبت به همسالان خود می باشد.

انواع اختلال خواب:

1- بی خوابی: خودداری از رفتن به رختخواب، مشکلات شروع خواب و تداوم آن در کودکان شایع است. بی خوابی های متناوب در طول شب طبیعی است که در 33درصد کودکان در سن 1-2سالگی دیده می شود.

نوزاد در طول شب ممکن است دچار افزایش این مشکل به علت افزایش دریافت مایعات که منجر به افزایش ادرار می گردد نیز شود.

سندرم کولیک شیرخواران، اوتیت مدیا، بازگشت معدی مری، آلرژی غذایی از دلایل دیگر بی خوابی در شیرخواران می باشد.

2- خواب آلودگی: خواب آلودگی شدید در روز ممکن است در اثر کاهش کمی خواب در شب باشد. این کودکان اغلب در اتومبیل به خواب می روند. گاهی کودکان در مدرسه و یا در حین خواندن به خواب می روند.نارکولپسی حالت مزمن خواب آلودگی شدید در روز است که نادر بوده و تشخیص آن با تاریخچه وحال عمومی کودک است و شبیه به یک ضایعه نورولوژیک ویا روانی خود را نشان می دهد.

 درمان شامل تنظیم وقت بیداری و درمان دارویی روانی عصبی می باشد.

 3 اختلال تنفسی وابسته به خواب : مشکلات تنفسی وابسته به خواب نیازمند به تشخیص و ارزیابی پزشک دارد. آپنه در خواب ممکن است از انسداد کامل یا نسبی راه های هوایی یا عدم کنترل مرکز عصبی تنفسی باشد .

 4- کابوس شبانه: اضطراب یکی از علل آن می باشد و به طور متناوب انجام و موجب تداخل با زندگی روزانه و عملکرد طبیعی کودک می شود.

 5- اختلال بیداری: معمولا بیداری طبیعی بعد از  دوره  خواب کامل پیش می آید. ولی اختلالاتی مانند راه رفتن  در خواب و بیداری توأم با گیجی نیز از علایم این نوع اختلال است.

 درمان  مؤثر در مورد اینگونه اختلالات وجود ندارد، بعضی از داروهای ضد افسردگی نیز تجویز می گردد.

 6- اختلالات ریتمیک حرکتی: برخی از اختلالات حرکتی همراه با خواب اتفاق می افتد مانند ضربه به سر و اطراف و دندان قروچه نیز از علل بی خوابی می باشد.

 7- شب ادراری: شب ادراری به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم میگردد.

 اگر کودک در طی روز خشک باشد عللی مانند مثانه نورولو ژیک و اختلال آناتومیک وجود ندارد. شب ادراری ثانویه ممکن است در مشکلات روحی، اجتماعی و یا هیجانی باشد. گرفتن تاریخچه و آزمایش کامل ادرار از نظر دیابت و عفونت ادراری لازم است. ایمی پرامین تا حدودی در درمان مؤثر است.
8- بعضی مواقع بیماریهای مانند ضایعات سیستیمیک خواب را تحت تأثیر قرار می دهد. دردهای مزمن، آسم برگشت معدی مری و عفونت اغلب اختلال خواب ایجاد می نماید. بعضی داروهای درمان آسم و ضد احتقان ها، تحریک کننده نظیر کافیین و شکلات و بیماریهای روانی، اضطراب ، افسردگی ، داروهای اعتیاد می توانند موجب اختلال بیخوابی در کودکان گردند.

بحث و نتیجه گیری:

مشکلات خواب در کودکان شایع و علت آن عملکرد اجتماعی خانوادگی و هیجانی هر فرد بستگی دارد. مشکلات عصبی و روحی روانی می تواند باعث بیخوابی گردند. تضاد فرهنگی والدین تأثیر بسزایی در خواب کودک دارد. کودکانی که والدین آنان از یکدیگر جدا زندگی می کنند و یا کودکانی که با والدین خود در زمینه رویدادهای روزمره گفتگو نمی کنند بیشتر در معرض اختلالات قرار می گیرند.

پرینت

کمرویی

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

مطمئن ، استوار و پرجرئت شوید و بر‌» کمرویی »غلبه کنید

در اینجاست که باید به کمروها نشان دهیم چه باید بکنند تا علل متعدد این نارسایی را از میان بردارند و در برابر هر کس و در هر شرایطی صاحب خصوصیاتی شوند که نشانهِٔ اعتماد به نفس ، خونسردی و خویشتنداریشان باشد .
« هر قدر کمرو باشید باز هم می توانید تزلزل ناپذیر و پر جرئت شوید . » کمروییِ چاره ناپذیر نه وجود دارد ، و نه می تواند وجود داشته باشد .

1 – وضع هر فرد کمرو ویژگی خود اوست

گفتگو از مرد یا زنی کمرو نارساست . کافی است چند نفر از کسانی را که به کمرویی مشهورند زیر نظر بگیریم تا دریابیم که هر یک از آنها تا چه اندازه با دیگران متفاوت است . نه تنها آنها همگی به یک نسبت کمرو نیستند بلکه شرایطی که موجب پریشانی زیاد در یکی از آنها می شود ، در دیگران هیچ گونه اثری ندارد یا اثر آن بسیار کم است . آن دیگری در میان آشنایان خود براحتی حرف می زند و اظهار نظر می کند اما در برابر غریبه ها آشفته می شود . گاه دیده می شود که کمرویی شدید با بی آزرمی شگفت آوری توأم می شود . همهِٔ اینها ناشی از علتهای بسیار گوناگونی است که سبب کمرویی می شوند ، و از آن میان ، این سه علت غلبهٔ بیشتری دارند .

جثهٔ ناموزون یا صورت نزار و نقص در زیبایی و ساختار بدن ممکن است موجب بروز کمرویی شود . در هر یک از این موارد چگونگی بروز کمرویی متفاوت است . بر عکس ، فردی تنومند و سالم و دلفریب نیز ممکن است خیلی هیجانی و خجالتی باشد . چنین شخصیتی دچار عکس العملهای درونی بسیار تند و ناگهانی و مکررخواهد شد که سبب واماندگی و تشویش می شود و سازگاری با اشخاص ناشناس یا شرایط نامأنوس را برای او دشوار می سازد ؛ و آگاهی از این ضعف سبب می شود که گونه ای بیم و هراس بازدارنده به طور تقریباً دائمی در او ریشه بگیرد .

گذشته از هیجانی بودن ، گاه حساسیتی شدید و مفرط می تواند ذهن را دچار آشفتگی و تلاطم بسیار کند و نوعی ترس بیمار گونه از توهمّات و ناگواریهای موهوم ، در او خلق کند ؛ بی تفاوتی ، سردی ، کراهت ، ریشخند ... و به این ترتیب شکل تازه ای از کمرویی خودنمایی می کند که بویژه در نزد اندیشمندان فراوان دیده می شود .

می رسیم به تحسین طلبی افراطی – یعنی مهم بودن اینکه چگونه در بارهٔ شخصی قضاوت می کنند – و کافی است که حس خود خواهی نیز به آن اضافه بشود ، در این صورت نگرانی شدیدی در شخص به وجود می آید که مبادا دست کم گرفته شود ، و این حالتی است که ناگزیر به گونه ای کمرویی می انجامد .

2 – علتهای کاملاً جسمانی

کودک نحیف کاملاً ترسو می شود . دردمند بودن در سالهای اولیه زندگی موجب شکستگی مزاج ، مراقبت شدن و زیر سرپرستی بودن می شود – تا زمانی که در برابر ضربه ها ، زمین خوردنها ، تغییرات هوا و دردهای جزئی بتواند مبارزه کند – کودک را به وحشت از رنج بدنی و تحرک و تلاش عضلانی مبتلا می سازد . دچار وحشت می شود . کمی بعد همکلاسانش ، خصوصاً به سبب آنکه نشانه های ضعف و ناتوانی در او می بینند ، با وی خشونت و بد رفتاری می کنند  . هر چه بزرگتر می شود بیشتر رنج می برد ، زیرا به سببب ضعف نیروی جسمانی دچار رکود نیروی ذهنی نیز می شود و هر کوششی برای او دردناک می گردد. از تمام اینها احساس حقارت به او دست می دهد ؛ و سرزنش ها و تنبیهای آموزگاران مسئله را تشدید می کند . وقتی بارها و بارها به او « احمق ، تنبل ، بیکاره ، بزدل ، ...» گفته شود ، دیگر کار او ساخته است ! افزون بر اینها ، اگر مربی و سرپرستی خشن تربیت او را به عهده گیرد ، در سالهای بعد روانپزشکان برای زودن عوامل آسیب رسانندهٔ روحی و جسمی که در ضمیر او انباشته شده اند باید کوششش فراوان کنند . تعلیم و تربیت نادرست ، آثار بیماریهای کاملاً شفا نیافته یا فشارهای طاقت فرسای دوران تحصیل ، کافی است تا بسیاری از کودکان را از وضع عادی دور کند .  

در دوران نوجوانی عامل اختلال انگیز دیگری پا به میدان می گذارد . اولین واکنش های جنسی ، که گاه سالها پیش از بلوغ خودنمایی می کند ، نوجوان را به خود ارضایی وا می دارد که نتیجهٔ نامطلوب آن ، یکی از عوامل به وجود آورندهٔ کمرویی است « لذت جویی در انزوا » معمولاً آسانتربه دست می آید تا در گامی نامطمئن – و دلهره انگیز – به سوی جنس مخالف . بی تردید راهنمایی والدین می تواند در این مورد بسیار سودمند باشد .

برای پیشگیری از این وضع ، بهترین راه این است که میل به کوشش – اعم از جسمی و ذهنی -‌، به کنش ، به کارایی و به چابکی را در نوجوان بپرورانیم . مراقبتی هوشیارانه ، گفت و شنودی بی پیرایه و بی رودربایستی ، و آشناسازی بدون حُجب و کراهت ( که سودمندی بنیانیآن تأیید شده و بهتر است حتی دیر صورت بگیرد تا آنکه هرگز انجام نشود ) بر عهده تمام و مادرانی است که احساس مسئولیت می کنند .

ب ) ظاهر ناموزون

کسی که چهره ای دلپسند و اندامی موزون دارد به ندرت کمروست . زیرا ، چنین کسی توجه ، یا بهتر ست بگوییم تحسین دیگران را به خود جلب می کند .از طرف دیگر، ممکن است کسی زشت و بد قواره ولی با جسارت باشد .

اما افراد آسیب پذیری هم هستند که حواس خود را بر کمترین ناجوری در قیافه ، یا التهاب پوستی ، نارسایی قامت ، یا کمی موهای سر متمرکز می کنند و احساس سر افکندگی می نمایند تا به آنجا که گمان می کنند همهٔ مردم این عیب ها را می بینند و آنها بدون استثنا اسباب تمسخرند . آنها خود را مضحک ، ناخوشایند و غیر قابل معاشرت تصور می کنند .

برماست که این افراد را وادار کنیم بفهمند که هیچ فرد استوار و پرجرئتی ، هر قدر هم که ظاهرش ناموزون باشد ، عاری از قدرت جاذبه و نفوذ در دیگران نیست . در مورد جنس لطیف ، آنها را متوجه می کنیم که گر چه خوشگل بودن به جای خود دلپذیر است ، اما جذابیت مسئله ای دیگر است . « دلربایی »در واقع موهبت الهی است که ویژگی خود را به شکل ظرافت ، برخورد شایسته و سلیقه مناسب آشکار می سازد .

3 – هیجان و حساسیت بیش از اندازه

آدم هیجانی کسی است که عکس العمل شبکهٔ عصبی او در برابر تحریکات خارجی بسیار شدید یا خیلی طولانی است . رنگ چهرهٔ او با کوچکترین رویدادی می پرد ؛ و بر اثر کمتریتن تکان روحی تپش قلبش تند یا کند می شود . خفیفترین فشارها او را در دَم دچار لرزش و انقباض عضلانی خفقان آور می کند ، در حالی که فرد استوار فقط در برخورد با موارد بشدت غافلگیر کننده دچار چنین حالتهایی می شود .

حساسیت مفرط – که گاه مربوط به هیجانی بودن شدید است – مشخصات کاملاً جداگانه ای دارد و خود را کمتر در ظاهر نشان می دهد . روان فرد بسیار حساس تأثیرات واقعی و ذهنی را با ریز بینی خیلی دقیق درک می کند . این تأثیرات چه از طریق ایجاد صوت به گوش او برسد و چه مستقیماً بر ضمیر او وارد شود ؛ احساسات وی را بیش از حد تحت تأثیر قرار می دهد و رد پای عمیق خود را برآنها بر جای می گذارد . به این ترتیب در اولین سالهای جوانی ، عکس العملهای نامطلوب یا ملال انگیز اطرافیان ، در آنها هراسی بیش از اندازه به وجود می آورد . سپس در مسیر عادی زندگی نیز ، برخوردی غیر دوستانه یا یک سرزنش ، ضربه های طاقت فرسایی برآنان وارد می کند . اگر آنها طرد شوند ، سرخورده گردند ، و در شرایطی که در جستجوی همدلی هستند به حال خود رها شوند ، آثار بازدارندهٔ این حالتها می تواند در شخصیت و رفتار آنان منعکس شود .

حساسیت زیاد معمولاً با هوشیاری عمیق و فراوان همراه است ( البته به شرط اینکه این هوشیاری از محیط مساعد برای ابراز وجود برخوردار باشد ) ، و نیز با گونه ای از کمرویی که شخص ، خودش را منزوی می کند و دست کشیدن از زندگی عادی را بر مقابله با کشمکشهای عاطفی ترجیح می دهد .

4 – وسواس حفظ ظاهر

تحسین طلبی – که تقریباً فراگیر است – حالتی است که شخص را نسبت به نظر دیگران و جلب تحسین آنان دلمشغول نگه می دارد . این حالت تا جایی که برای بودن ، فراگرفتن ، و به عمل در آوردن باشد ، بسیار خوب است . اما هنگامی که در مورد حفظ ظاهر در برابر دیگران ، موجب وسولس می شود به عامل تشویش بدل میگردد. این موضوع البته به جهانبینی و داوری افراد مربوط می شود : زنی که شایستگی بدون چون و چرا دارد ، و مردی که از ارزشهای واقعی برخوردار است ، می دانند که افراد روشن بین آنان را به علت صفات پسندیده ایکه دارند تحسین می کنند ، و نظر آدمهای معمولی برای آنان چندان اهمیتی ندارد . به همین دلیل ، آنها هرگز اصرار ندارند که در چشم دیگران مهم جلوه کنند و استعداد و برتری خود را به رخ آنان بکشند .

متأسفانه اکثریت کسانی که طرز فکر متوسط دارند یعنی خود را به اشتباه فاقد خصوصیات ذاتی برای برانگیختن تحسین دیگران می دانند ، تا آنجا که می توانند می کوشند تا به نظر بیایید که می دانند ، می توانند و دارای آن چیزی هستند که ندارند ، تا به این وسیله توجه و محبت و تحسین دیگران را برانگیزند . داشتنِ یکی از موجبات کمرویی، تحسین طلبی را به ترس مفرط از خرده گیری تبدیل می کند . فرد کمرو دربارهٔ اهمیت و شخصیت خود در نظر همکارانش مبالغه می کند ، همواره تصور می کند هر کجا که می رود مردم متوجه او هستند ؛ او را به دقت می نگرند ؛  می سنجند و به نقاط ضعف او می خندند . در جایی که واقعاً کسی توجهی به او ندارد . وی چنین احساس می کند که همه کوچکترین حرکات او را لجوجانه زیر نظر و مراقبت گرفته اند . هنگامی که شخص کمرو یقین می کند که براستی همهٔ نگاهها متوجه اوست این نگرانی بی اساس به اوج خود می رسد ک در دیدارها ، در مراجعه برای انجام دادن کاری ، در محل کار خود یا هر جای دیگر ، در ملاقات با کسانی که اظهار نظر آنها دربارهٔ وی مهم است ؛ وسواس از اینکه مبادا به عزت نفس او بی حرمتی شود سبب می گردد که وی اختیار فکر و گفتار و رفتار خود را از دست بدهد و مرتکب کارهای ناشیانه یا خطاهایی شود که سردرگمی او را بیشتر می کند .   

5 – تصویر های بازدارنده

نیروی تخیل هر اندازه قویتر باشد ، آثاربه جای مانده از کوششهای نافرجام و احساسات سرکوب شده ، و نیز تلقینهای بازدارنده که در دوران کودکی یا بعد از آن دریافت شده اند پردوامتر خواهند بود . بویژه ، کسی که زمانی دراز پذیرفته باشد که کمرو و فرودست است و توانایی موفقیت در کار مشخصی را ندارد ، همیشه در ضمیر ناخودآگاهش صحنه هایی را مجسم می کند که پیشاپیش در کاری که بدان دست زده است شکست خورده است . وی خود را محرومیت کشیده می بیند و این تلقین سبب می شود که گرایش به کمرویی و تردید را ر خویش افزایش دهد .

شخص پرجرئت ( یکی از بهترین عوامل در توان یابی ) کسی است که در برخورد با دشواریها یکباره سر در گریبان فرو نمی برد ، زیرا اولین عکس العمل او همواره در جهت مخالفت بروز می کند : « من هرگز این چنین نخواهم بود . »

 اگر درست باشد که بعضیها از تصور خطر رنگ می بازند ، فرد کمردی خیالی غالباً از فکر افرادی که حضورشان وی را ناراحت می کند و نیز از فکر رویدادهای احتمالی که برای او دلهره آور است رنگش سرخ می شود . در مقایسه با دیگر عوامل کمرویی ، تصورات نقش افشاکنندگی دارند : هیجان زدگی و حساسیت درد آلود را به گونه ای ناگوار تحریک می کنند ، از همه مهمتر غرور را پیشاپیش جریحه دار می سازند . و در برخی موارد ، یورش تخیلات ترس آور ، فعالیت نفس برتر را آن چنان مختل می کند که  فرد کمرو به معنای واقعی عنان عقل خود را از دست می دهد ( حالتی ثانوی مثل خواب آلودگی است که شخص را بی اختیار در خود می گیرد ) ؛ او دیگر نمی داند چه می شنود ، چه می گوید و چه می کند . این حالت در نزد پاره ای  نه تنها در زمان بلوغ ( ور تطبیق یافتن با واقعیت های زندگی ) ، بلکه در تمام دوران عمر در فاصله های کوتاه یا بلند تکرار می شود .

امید است افرادی که دچار چنین عارضه ای است گمان نکند که چاره ای برای آن وجود ندارد .

کمرویی چاره ناپذیر ، نه وجود دارد و نه می تواند وجود داشته باشد .

خصوصاً نقش تخیلات همواره می تواند معکوس شود و کافی است که با آنها خردمندانه برخورد کنیم . بنابراین بر خلاف مشهور ، که تجربه عکس آن را ثابت کرده است ، در کشمکش میان تخیل و اراده ، همیشه غلبه بر « اراده » است .

6 – نگذارید بی ارادگی حکمفرما شود

می گویند که کمرویی در آغاز نوجوانی را می توان عادی دانست ، زیرا بتدریج ، و در برخورد و کشمکش با دشواریها ، اراده قوی می شود ، و سبب می گردد که آشفتگی دوران جوانی جای خود را به اعتماد به نفس بدهد که غالب افراد از آن برخوردارند . در واقع ، زن یا مرد استوار وبا اراده تزلزلهای دوران نوجوانی را معمولاً در حدود بیست سالگی بسرعت کنار می گذارند . اما در هر هزار نفر از این افراد استوار و با اراده چند نفر هستند که به درستی می دانند چه راهی را انتخاب خواهند کرد ؟ زندگی حرفه ای ، اجتماعی یا شخصی و فعالیت جسمی یا فکری که هدف مشخصی دارد با انظباط درونی هدفدار می تواند تمام عوامل کمرویی را سرکوب کند . باید توجه داشت که به طور کلی تلاشهای هر کس در چهارچوب ویژه ای که غرایز طبیعی و تمایلات سلطه طلب بر او تحمیل می کنند صورت می پذیرد . به گفتهً یکی از متفکران : « آدمیزاد تصمیم نمی گیرد بلکه تصمیمها بر او تحمیل می شوند . » نتیجه این وضع ، ضعیف شدن نفس برتر آدمی است که به ضمیر ناخودآگاه و اعمال غیر ارادی میدان می دهد تا در ادارهً امور زندگی شخص نقش غالب و مستبدانه ایی برعهده گیرد ؛ و بر اثر این خمودگی استعدادهای ذاتی و رهنمود کننده است که کمرویی ریشه می گیرد و رشد می کند . آگاه نبودن بر این علتها و راههای مبارزه با آنها ، و نیز رخوت ذهنی ، که دیگر نه تصمیم و نه تمایلی به تسلط برخود دارد ، عوارضی بوجود می آورد . شخص کمرویی که برای به حرکت وا داشتن این تصمیم و تمایل کوشش کند ، می تواند مطمئن باشد که خیلی زود موفق خواهد شد .

نکتهً اساسی چنین است :

 اشتیاق و آزمندی برای تسلط کامل برخود ، نه فقط ظاهری و نمایان بلکه عمیق و درونی ، و انعطاف ناپذیر .

اکنون می کوشیم تا به القای این آزمندی بپردازیم .

نموداری از دو گونه نفس ( ذهن یا روحیه )

نفس برتر ( اعلی ) : ضمیر آگاه ، تفکر خردمندانه ، بیش واقع گرایانه ، کندوکاو درونی ، معیارهای منطقی ، تعقل و اجتهاد ، توجه ارادی ، ارادهٔ استوار ، عملهای سنجیده ...

نفس فروتر : ضمیر ناخودآگاه ، تفکر خودجوش ، عمل بدون اراده ، تخیل ، تمایلات ، تأثیرپذیری ، هیجان پذیری ، حساسیت ، خاطرات ...

 

بی تردید همهٔ ما با خصوصیات مقدر زاده می شویم یعنی ، برحسب مورد ، طبیعتاً کمرو یا پرجرئت هستیم . اما همان گونه که ما کوشش می کنیم آن را بنمایانیم و تجربه نیز آن را تأیید می کند ، وظیفهٔ آنان که بیشترین سهم از ناهنجاری را دارند این است که علیه نقصانهای مادر زادی خود دست به اقدام بسیار مؤثری بزند : کوشش . معمولاً در اولین آموزش چنین برداشت می کنیم که این کار بسیار دشوار ، رنج آور و حتی بیهوده است . پس از آن در زندگی عادی ، مشاهدهٔ اینکه غالب افراد نظیر شما با چه جدیتی از آموزش گرفتن سر می زند ، ناگزیر کردن خود به انجام دادن چنین کاری را در نظرتان بی ارزش خواهد کرد . این فکر نادرست و سستی آور را از خود دور کنید و جزء به تجربهٔ خودتان به هیچ چیز دیگر اعتماد نکنید . در مورد هر یک از نارساییها ، دستورالعملها و راهنماییها یی را که تا کنون داده شده است به کار بندید . دیر نمی پاید که در می یابید کوشش لازم برای تحمیل کردن چیزی بر خود ، در پس ظاهر نه چندان دلگرم کننده آن ، کششی بسیار نیرومند و نهفته دارد که ، اگر آگاهانه به آن عمل شود مانع از آن می شود که به طور ارادی از آن دست برداریم .

 اگر مصمم باشید که اعتماد به نفس خود را از حد میانگین یک درجه بالاتر ببرید بدون تردید موفق خواهید شد .

در ابتدای کار ، خستگی ناشی از عادت نداشتن به کنترل خود ، گاه موجب بیزاری می شود . این حال را باید یک ناراحتی زود گذر به شمار آورد نه یک ناهماهنگی پایدار.

 پس از چند روز رفع خستگی ، یا کاهش دادن کنترل بر خود ، حرکت به پیش از سر گرفته می شود ...

فراموش نکنید که پس از دستیابی به تزلزل ناپذیری درونی ، امکانات تازه ای در اختیار شما قرار می گیرد . نیروی شما تقویت خواهد شد . محیط زندگی ، شغل ، دانش یا شایستگی شما هر گونه که باشد ، بهرهٔ شما از آنها به مراتب زیادتر و درجه اعتماد به نفستان رفیعتر خواهد بود .

پیش از وارد شدن به یک جمع سعی کنید تصویری دقیق و درست از اشخاص حاضر در آن جمع برای خود ترسیم کنید :

ـ چه انگیزه یا نفع مشترک ، این افراد را در یک جا جمع کرده است ؟

ـ از این لحاظ ، دلمشغولی آنها چه چیز است ؟

ـ آنها تقریباً چند نفرند ؟

ـ آیا نشانه هایی در دست است که بر پایهٔ آنها بتوانیم سطح آگاهی آنها را ارزیابی کنم ؟

ـ آیا امکان آن وجود دارد که بتوانم خصوصیات یک یا چند نفر از آنان را در یابیم ؟

ـ چه جنبه ای از حضور یا کار من برای آنها مهم است ؟

ـ در آنجا چه باید بکنم ؟

ـ آنها چه اهمیتی برای من دارند ؟ از چه نظرگاهی ؟

ـ تکیه گاه آنها بر چه کسی یا بر چیست ، و چه نفوذی می توانند داشته باشند ؟

ـ آیا برداشت مساعد یا نامساعد آنها از من ، مهم است ؟

ـ آیا می توانم میزان یا حدود تقریبی معلومات و امکانات آنها را برآورد کنم ؟

ـ آیا دلیلی وجود دارد که خود را دست کم بگیرم ؟

ـ در مقایسه با مهمترین هدفهای زندگی من ، این ملاقات تا چه اندازه مهم است ؟

با هوشیاری خود می توانید به تعداد این پرسشها بیفزایید . اگر مربوط به امور تجاری است ، هدفتان و قصد مورد نظرتان را به دست آورید ، در ذهن شما جایی برای نگرانی باقی نمی گذارد ، به شرط آنکه بدانید چگونه تمرکز خود را حفظ کنید . ضمناً در هر جلسه ً تازه ای که در آن حاضر می شوید آن را « انگیزه » و وسیله ای برای مشاهده هایی نو و جالب به شمار آورید . ممکن است سردرگم شوید ، اما بدون آنکه قیافه خود را ببازید ، با هریک از حاضران با آرامی و تأنی برخورد کنید ، خود را برای برقراری رابطه با آنان معذب نسازید ، بلکه با دقت در آنچه می گذرد و با تجزیه و تحلیل آنچه گفته می شود ، خصوصیات آنان را تشخیص دهید .

فراموش نکنید که با اقدام مستقیم ، اعتماد به نفس به مراتب سریعتر رشد می کند تا هر گونه برنامه و تمرین دیگر .

 آنچه کمروها ، با وجود اضطراب درونی خود ، باید مصرانه بکار ببندند ناگزیر ساختن خود به رو در رو شدن با نگاهها و پذیرفتن احتمال ناراحتی در برابر دیگران است . هر کوششی از این دست روحیه را تقویت می کند . برای تبدیل فرد جبون دیروزی به شخص مصمم امروزی ، صرفاً کمی از این نوع کوششها لازم است .

 البته بهتر آن است با کارهایی که به کوشش بسیار کم نیازمند است آغاز شود و بعد ، پس از چیره شدن بر مشکلات اولیه ، به مشکلات اصلی پرداخته شود .

اقدام کنید – اقدام کنید – اقدام کنید و پشتکاری و اراده به خرج دهید و پایدار باشید.

بنگرید به حرفه هایی که در آنها اعتماد به نفس اساسی و اصلی دارد ، و ببینید که شخص چقدر باید مثبت نگر باشد و افکار خود را برای رسیدن به نتیجه مورد نظر متمرکز کند و بعد مثبت اندیشی نقشه و برنامه برای هدفهایتان پی ریزی کنید وهر گونه خود کوچک بینی را دور بریزید در این صورت است که موفقیت را نصیب خود کرده اید .

نابسامان ترین افراد یعنی کسانی که خیلی به کندی – دست کم در آغاز کار – پیش می روند ، پس از یک دورهٔ کوتاه پیگیری و پایداری ، در می یابند که پیشروی آنان صورت گرفته است . بنابراین هرگز مأیوس نشوید ، فقط مراقب بازگشتهای تهاجمی خمودی و سستی باشید ، زیرا آنها در نهایت ، تنها دشمن واقعی و هراس انگیز ما هستند ، اما به اندازه ای آسان و روشن قابل تشخیص و شناسایی اند که می توان آنها را پیشاپیش شکست خورده دانست زیرا در جایی که با آنها مقابله شود ، هرگز ماندگار نخواهد شد .

اگر دیدید که خمودی می کوشد که دوباره پدیدار شود ، با « اراده » تکرار کنید : « من می توانم و من می خواهم . » مفهوم این گفتار را ، که می تواند به تنهایی نیروهای تازه ای را به هنگام بدترین فرسودگیها بیدار کند ، درک کنید .

عامل اصلی خمودی ، تلقین پذیری از خارج است .

 آری این حرف را باید همچنان مکرر بشنویم ! در همه جا کسی پیدا می شود که بگوید کاری نمی شود کرد ، هیچ کس نمی داند چگونه خود را اصلاح کند ، اعتماد به نفس حاصل نمی شود ، شخصیت را نمی توان تغییر داد ، و مانند اینها . با آن جر و بحث نکنید با خود بگویید : « من می توانم و من می خواهم » ، سپس کوشش خود را با آرامش کامل پی بگیرد .

اعتماد به نفس پیدا کنید

« من می توانم و من می خواهم ... »

         

پرینت

عزت نفس کودکان

نوشته شده توسط مدیریت سایت. Posted in روانشناسی کودک

 

عزت نفس کودکان

والدین گرامی آیا میخواهید « عزت نفس » کودکان خود را بالا ببرید تا قشری مفید برای خود و جامعه باشند ؟

 

منظور از عزت نفس میزان ارزشی است که شخص برای خود قایل است . عزت نفس کامل و پایدار ، میراثی و ذاتی نیست که از طریق وراثت به فرزندان منتقل شود . مادران و پدران می توانند فرزندانی بار آورند که قادر باشند مستقل عمل کنند . مسئولیت پذیر باشند ، به پیشرفت های خود ببالند ، احساس ارزشمند بودن کنند ، ناکامی ها و ناملایمات را به خوبی تحمل کنند ، برای پوشاندن کاستی ها وضعف های خود دیگران را سرزنش نکنند ، با دیگران رابطه ای صمیمانه و خوب برقرار کنند ، مثبت اندیش و امیدوار باشند ، به آسانی از دیگران تأثیر نپذیرند ، متکی به خویش باشند ، ... و خود را در هر شرایطی هستند بپذیرند و محترم بدانند ، این ویژگیها از جمله نشانه های بارز عزت نفس پایدار و خلل ناپذیرند.

 

تصویری که کودکان از خود دارند ، چگونگی برخورد آنان را با دنیای پیرامونشان شکل می دهد ، یکی از بزرگترین تفاوتهای افراد موفق و ناموفق این است که انسانهای موفق به خود اعتماد دارند و خود را شایسته ی آن می دانند که در زمره ی آدم های موفق قرار گیرند .

 

کمک کردن به کودکان برای اینکه خود را دوست داشته و تصویری مثبت از خویش داشته باشند ، یکی از بزرگترین موهبت هایی است که هر پد و مادری می تواند به فرزند خود پیشکش کند . عزت نفس کامل کلید رمز زندگی موفقیت آمیز است .

 

هیچ مادر و یا پدری کامل و بی عیب و نقص نیست . اما والدین در هر خانواده ای – با هر نوع ویژگی ای که داشته باشند – می توانند راه هایی بیابند که به فرزندانشان کمک کنند و خود را بپذیرند و محترم بدانند ، باور کنند که افرادی لایق و با کفایت اند ، و همچون دیگران توان لازم برای رویارویی با ناملایمات زندگی را دارند .